این مهسای من عاشقه کوفته تبریزی هستش
می دونم که مهسا جون من تو قلبتم
اما تو یه مدته که فلبتو گم کردی
عاشقانه
این مهسای من عاشقه کوفته تبریزی هستش
می دونم که مهسا جون من تو قلبتم
اما تو یه مدته که فلبتو گم کردی

اگه دلم تنگ می شه، خيلی برات منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات، منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم
اگه همه اش پيش همه، بهت می گم دوستت دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چينم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بينم
منو ببخش اگه تورو می سپرمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کم ام
تو يه فرشته ای و من،خيلی باشم يه آدم ام
منو ببخش اگه می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کم ام ولی،..
زيادی عاشقم!

برهنهگی/ یک
حق
تنْبرهنهگیات از بندْ رستن بشر است!
- حریر نازک خانهگی از تن به در کن ای زیبای آخرین!-
سینههایات به وقت عریانی
دو انار رسیدهی سرخاند
به طعم همهشهوتهای آسمانی!
لمس ساقهای بلورفامات
کودک از گهوارهجهیده را خواهشیست
در جستُجوی پستان شیرین مادر!
تنگنای میان دو رانات
- قلب هستی-
زادگاه بشر است!
گیسوی پریشانات
حسرت آدمی را ماند در سجود واپسین:
- به وقت هاشور مرز ناپیدای دو سینهات!-
شانهات چه بی تنپوش و چه با
ایجاب انسان است برای هقهق!
لبان هوسانگیز تو
- ای پریوارهی پردیس!-
سرپیچیی از همهْخدایان را توجیه است
آنانکه آفتاب را به ديگران ارزاني مي دارند نمي توانند خود از آن بي بهره باشند
راز عشق در اين است که به عشق بيش از يکديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ازلي خداوند است.
کاش قلبم درد تنهايی نداشت، چهره ام هرگز پريشانی نداشت برگهای آخر تقويم عشق حرفی از يک روز بارانی نداشت
دلواپس رفته ها نباش
که از انچه که مانده هنوز می شود کلبهای ساخت بی دیوار
هر چند که من وتو شاید تا هیچ کجای بودنمان
شب نشین شعر و نان شراب زده ی این کلبه نباشیم
اماخیال دغدغه های گاه و بیگاهمان راحت
که فردا سهم قصه های شیرین وغصه های تلخ ترانه ی ما
تعبیر دلشوره های بی دتیت دیگران خواهد بود
کاش من و تو دو برگ بودیم
تا هنگام خزان زودتر از تو می شکستم ومی افتادم
تا تو بیوفتی تا در آغوشت گیرم

Esi
دوستت خواهم داشت
به همين واژه ي تبدار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين قلب گرفتار قسم
دوستت خواهم داشت
به دل خسته وُ بيمار قسم
دوستت خواهم داشت
به تو و لحظه ي ديدار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين حسرت بسيار قسم
دوستت خواهم داشت
به عيار تو به معيار قسم
دوستت خواهم داشت
به گُلِ سايه ي ديوار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين لحظه ي اقرار قسم
دوستت خواهم داشت
به تو آري، به تو بسيار قسم